غافلیم که حرکت نمیکنیم یا چون حرکتی نداریم تکرار شده است معنای تغافل ما؟ در میان راه چنان خسته و از نفس افتاده هستم که انگار راهی به درازای بی انتهای یک توفیق از دور ندا میدهد که سرابی هستم و تو تشنه تر از آنکه بتوانی راهی بیایی و یا دست از آمدن بکشی. توانم کم شده و امیدم بی رنگ. نقابم کهنه شده و عزمم به گل نشسته. توان سخنم در کتمان حالم خلاصه شده و گفتمان روزانه ام بازگویی داستان دردم شده. آیا رهایی از این بند در چنگ او نیست؟ پناه میبرم به خداوند عزیز و بلند مرتبه
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 3:26 توسط سید علی
|
برچسب:
نویسنده: آتنا رجبی
تاريخ: يکشنبه
12 تير
1401 ساعت: 2:22